تصمیم گیری (تصمیم سازی)

g1
حسابدار حرفه‌ای بازوی اصلی پایدارسازی و توسعه کسب و کار
مهر ۱۹, ۱۳۹۷
کار-تیمی-Team-Working
۱۷ ویژگی افراد موفق در کار تیمی
آذر ۱۱, ۱۳۹۷

این متن و آنچه بعد از این خواهد آمد مجموعه‌ای از نکات مدیریتی است که به زبانی ساده و کاربردی ارائه می‌گردد تا راه گشای مدیران جوان باشد. اگرچه در حاشیه به مباحث تئوریک آن نیز اشاره خواهد شد تا علاقمندان بتوانند از آن جنبه نیز پیگیر بحث باشند.

تصمیم گیری (تصمیم سازی)


برآیند نظرات دانشمندان و متقدمان حوزه مدیریت این است که مهمترین وظیفه یک مدیر تصمیم گیری است. اما همه به اتفاق معتقدند که تصمیم بد، بهتر از بی تصمیمی است. حال که تصمیم گیری تا این حد برای یک مدیر مهم است، او چگونه باید تصمیم بگیرد؟

در فرآیند تصمیم گیری پنج مرحله شناخته شده است (بند آخر مورد اتفاق همه نیست):

1- شناخت و تعریف مسئله
2- تعیین هدف
3- شناسایی راه حل‌های مختلف و متعدد
4- انتخاب راه حل بهینه یا بهتر
5- تصمیم گیری
6- گرفتن بازخور تصمیم

1-شناخت و تعریف مسئله:

مهم‌ترین اصل در حل مسئله، شناسایی و تعریف درست آن است. کسانی که تجربه حل مسائل درس فیزیک را دارند، بخاطر دارند که ترسیم درست شکل مسئله، بزرگترین قدم در حل آن بود. هنگامی که مدیر با مشکل فروش مواجه می‌شود، باید بررسی کند که مسئله از حوزه منابع انسانی و ساختار بخش فروش منشا می‌گیرد یا ناشی از قیمت تمام شده بالا است. شاید هم کیفیت محصول یا خدمت است که افت فروش را موجب شده و هریک از این مسائل، نیازمند راه حل متفاوت و تصمیم مجزایی هستند و شاید همه این‌ موارد با درصد متفاوتی نقش داشته باشند که کمی موضوع را پیچیده می‌کند.

2-تعیین هدف:

حالا موقع تعیین هدف از این تصمیم گیری است. در مثال بالا شاید مدیر جوان ما دریابد دلیل اول، که مشکل ساختار و انگیزه کارکنان بخش فروش است، عامل اصلی افت فروش بوده، پس باید هدف را انجام اصلاحات در این حوزه قرار دهد و ذهن خود را از پراکندگی برهاند.

3-شناسایی راه حل ها:

آیا مشکل از ساختار بخش فروش و سردرگمی فروشندگان است؟ آیا فروشندگان انگیزه کمتری نسبت به گذشته دارند؟ باید در سیستم پاداش و جبران خدمت آنان تجدید نظر کرد؟ باید به محصولات جدید و روش‌های متفاوت بازاریابی فکر کرد؟ در این مرحله باید چندین و چند راه حل را مد نظر قرار داد و یکایک آن ها را بررسی کرد. در تحلیل راه حل ها " تفکر سیستمی" بهترین ابزار برای مدیر است. در این روش تفکر، ضمن همه جانبه نگری، نتایج کوتاه یا بلندمدت هر تصمیم بر سایر پارامترها، متغیرها و عوامل، سنجیده می شود ( تفکر سیستمی یکی از مهمترین و اساسی ترین ابزارهای مدیریت مدرن است). موقع تعیین هدف از این تصمیم گیری است. در مثال بالا شاید مدیر جوان ما دریابد دلیل اول، که مشکل ساختار و انگیزه کارکنان بخش فروش است، عامل اصلی افت فروش بوده، پس باید هدف را انجام اصلاحات در این حوزه قرار دهد و ذهن خود را از پراکندگی برهاند.

4-انتخاب بهترین راه حل:

در مثال ما، قطعا افزایش انگیزه مالی کارکنان فروش به افزایش راندمان آنان کمک می‌کند. اما آیا در فصل بعد فروش کارکنان همین افزایش عایدی را حق مسلم فرض نمی‌کنند و مجددا متوقع نخواهند بود؟ کارکنان سایر بخش‌ها چطور با این افزایش حقوق بخش فروش برخورد می‌کنند؟ و ده ها تاثیر کوتاه و بلند مدت دیگر که"تفکر‌سیستمی" توانایی تحلیل همه جانبه‌نگر را به مدیر می‌دهد. در گذشته دور مدیران یونانی، (چه مدیران حکومتی و چه مدیران خصوصی نظیر بازرگانان) برای انتخاب راه حل در فضای ریسک آلود (!) یا در عدم قطعیت به پیشگویان معبد دلفی متوسل می‌شدند تا راه حل درست را بیابند! گروه‌های دیگر به منجمین و جادوگران و... متوسل می‌شدند. اما امروزه منجمین و جادوگران که درآمدهای کلانی از فوتبال کسب می‌کنند کمتر به مدیران کمک میکنند!! لذا مدیر جوان باید با استمداد از تفکر سیستمی، مشاوران کارآمد و در اصل خلاقیت پرورش یافته خودش بهترین گزینه را انتخاب کند. از جمله روش‌های کمکی میتوان به "روش‌های کمی برای مدیران" (نظیر داده های آماری و روش های تحلیل آن) یا سیستم‌های ارتباطی مدیران (MIS) متوسل شد.

توجه به این نکته ضروری است که انتخاب فقط بین راه حل بهتر و خوب نیست، گاهی باید تن به انتخاب بین بد و بدتر داد که نیازمند شهامت و شجاعت بیشتری است.

 
 
5-تصمیم گیری:

مدیر با دسترسی به اطلاعات کافی باید هزینه‌ها و تبعات تصمیم خود را ارزیابی کند و بالاخره تصمیم نهایی را بگیرد. چرا که تصمیم نگرفتن، تبعات به مراتب ناگوارتری نسبت به تصمیم نادرست دارد. به این نکته ضروری است که انتخاب فقط بین راه حل بهتر و خوب نیست، گاهی باید تن به انتخاب بین بد و بدتر داد که نیازمند شهامت و شجاعت بیشتری است.

6-بازخور

حالا تصمیم اتخاذ شده، آنچه نباید فراموش شود نتایج این تصمیم گیری است و گرفتن بازخور و پیگیری نتایج و ثبت آن برای درس آموزی از آن در آینده است (مدیریت دانش در سازمان). با دسترسی به اطلاعات کافی باید هزینه‌ها و تبعات تصمیم خود را ارزیابی کند و بالاخره تصمیم نهایی را بگیرد. چرا که تصمیم نگرفتن، تبعات به مراتب ناگوارتری نسبت به تصمیم نادرست دارد. به این نکته ضروری است که انتخاب فقط بین راه حل بهتر و خوب نیست، گاهی باید تن به انتخاب بین بد و بدتر داد که نیازمند شهامت و شجاعت بیشتری است.

در پایان به اجمال یادآوری می‌شود که تصمیم‌سازی، یک کار تیمی با کمک مشاوران و همکاران مدیر است که با جمع‌آوری آمار و اطلاعات و ارائه راه حل، به وی یاری می‌رسانند. مدیر باید آگاهانه و با اطمینان از حسن نیت و صلاحیت علمی و تجربی مشاورانش از مشورت های آن‌ها بهره گیرد. کتاب‌ها و مقالات متعددی درباره تصمیم گیری و تصمیم سازی منتشر شده است که مدیران موفق حتما از آن‌ها بهره می‌گیرند اما مدیر موفق کسی است که از تصمیم‌گیری نمی‌ترسد و تصمیم می‌گیرد.

تهیه شده توسط تیم سازمان مدیریت صنعتی استان کرمان